نمایندگی مجلس را با مردانگی‌ام عوض نمی‌کنم/ جوانان می‌توانند «جلودار» شوند
نمایندگی مجلس را با مردانگی‌ام عوض نمی‌کنم/ جوانان می‌توانند «جلودار» شوند

متفکرآزاد می‌گوید پای امضایی که زده است می‌داند و هیچگاه حاضر نیست مردانگی‌اش را با نمایندگی مجلس تغییر دهد.

سیاسی شمس: روح‌الله متفکرآزاد جوان دهه‌ی شصتی متولد تبریز و استادیار دانشگاه تبریز است. او که سال‌ها در این دانشگاه درس خواند و دکترای زیست‌شناسی خود را با گرایش بیوشیمی از ژاپن گرفت، با بازگشت به تبریز به فعهالیت‌های علمی و حتی سیاسی و فرهنگی‌اش ادامه داد و در جامعه‌ی نخبگانی کشور نامی آشناست. در آستانه‌ی انتخابات مجلس یازدهم مجتمع رسانه‌ای شمس گفت‌وگویی صریح و بدون سانسور با این جوان آذربایجانی داشت که بخش اول آن را در ادامه می‌خوانید.

برای تغییر، نسل جوان باید جلودار شوند

شمس: با چه اهدافی برای چه وارد گود انتخابات مجلس شورای اسلامی شدید؟

در حال حاضر کاری که انجام می‌دهم کمتر از مجلس نیست، چنانچه بخواهیم لازمه‌های توسعه و پیشرفت جامعه را توصیف کنیم به سه عنوان فهم، برنامه و اجرا می‌رسیم. فهم پیشرفت به جامعه باز می‌گردد و برنامه و اجرای آن به ترتیب برعهده مجلس و دولت است؛ بنده از سال‌ها قبل با مشارکت نخبگان موسسه آصف را ایجاد کردم و رسالت اصلی آن فهم پیشرفت با گفتمان‌سازی و تولید ایده است.

بعد از انتخابات دوره قبل مردم دنبال چهره‌های تازه‌ای بودند و بنده به دلیل سخنرانی‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بیشتر در مقابل دیدگان و ویترین قرار گرفتم و طبیعتاً زمانی که صحبت از کاندیداهای جوان به میان می‌آمد، یکی از گزینه‌ها را متفکرآزاد می‌نامیدند، بدین جهت نیز سال گذشته کمتر در تبریز سخنرانی کردم و ترجیح دادم در سایر استان‌ها ناطق باشم. وقتی سال جاری صحبت از گام دوم انقلاب میان آمد، دوستان گفتند باید از نسل جوان چند نفر را جلودار کنیم تا سد را بشکنند و جریان را در دست گیرند، می‌گفتند من‌بعد هرکس بگوید نمی‌آیم از عافیت طلبی است نه تقوا.

می‌خواهم بعد گذشت ۴ سال اعتماد عمومی را افزایش دهم

چنانچه بخواهم صادقانه صحبت کنم تصمیم برای بنده نیز سخت شد، بنده بدون آنکه با حضور در انتخابات خود را در مظان انواع اتهام‌ها قرار دهم، در همان دانشگاه بدون آنکه ضربه‌ای از سوی رقبا متوجهم شود مشغول تدریس بودم و نهایتاً این دولت افکارم را نمی‌پسندید و فردا دولت دیگری روی کار می‌آمد و طلب یاری می‌کرد. این مسایل باعث شد تصمیم سختی بگیرم و از آنجا که احساس کردم به تخصصم در مجلس نیاز است و نگاهم مبتنی بر فعالیت‌های اجتماعی و علمی است، به این عرصه ورود کردم. بیشتر می‌خواستم میان جوانان این اطمینان و اعتماد را ایجاد کنم که می‌شود علی‌رغم جوانی جلودار شد و امیدوارم همین تجربه نیز به تلخی نینجامد و در صورت حمایت مردم بعد گذشت ۴ سال محصول رأیی که داده‌اند افزایش اعتماد عمومی باشد.

به یک‌باره رشد نکرده‌ام/ می‌توانم نماینده‌ای در شأن مردم تبریز باشم

شمس: فرق شما با داماد رئیس جمهور چیست؟ هر دو جوانید اما نکات افتراق‌تان در چیست؟

با آن برادر آشنا نیستم و همانگونه که قبلاً هم گفته‌ام ترجیح می‌دهم در مورد سایر کاندیداها زیاد اظهارنظر نکنم، امیدوارم موفق شوند و در زندگی گام‌هایشان را به‌خوبی بردارند. اما در مورد خودم می‌توانم بگویم فردی گفتمانی‌ام و به یک‌باره رشد نکرده‌ام! بچه تبریزم و در اینجا بزرگ شده و همینجا مطرح شده‌ام. آنانکه مرا می‌شناسند، یا سخنرانی‌هایم را شنیده‌اند یا مقاله‌هایم را خوانده‌اند و یا مواضعم را دیده‌اند. لذا فردی کنشگرم و اگر جلو آمده‌ام احساس کرده‌ام می‌توانم نماینده‌ای در شأن تبریز شوم و موجب سرافکندگی مردم حوزه انتخابیه‌ام نباشم. با این مقدمه می‌توانم در مورد خودم صحبت کنم و معتقدم به پشتوانه دارایی‌های فکری‌ام کاندیدا شدم.

در ستاد انتخاباتی‌ام کسی در مورد سایر کاندیداها سخنی نمی‌گوید و ما به این شاخص معروف شده‌ایم. نه اینکه نقدی نداشته باشیم اما چون ما یک طرف رقابتیم، تخریب سایرین را نشانه ضعف می‌بینیم و معتقدیم کاندیداهایی دست به تخریب دیگران می‌زنند که حرفی برای گفتن ندارند. با این حال در فضای انتخابات عده‌ای اخلاق را رعایت نمی‌کنند و برخی کاندیداهای نامدار و مطرح تیم تخریب تشکیل داده‌اند و این جای تاسف دارد. ما از تمامی این مسایل اطلاع داریم و حتی می‌دانیم در کدام ستادها برای تخریب بنده چه برنامه‌هایی در نظر گرفته‌اند. فضای انتخابات باید تمیز باشد، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند.

رد صلاحیت نماینده ملت به‌خاطر مسایل مالی شرم‌آور است

شمس: یکی از فعالان رسانه‌ای در پاسخ به نطقی که درخصوص عدالت و عدالت‌طلبی داشتید نوشتند عدالت با داد و بیداد محقق نمی‌شود و این وادی مرد عمل می‌خواهد، راست می‌گویند؟

این حرف را قبول دارم و کاملاً درست است، نه اینکه عدالت با داد و بیداد محقق نمی‌شود اما بخشی از عدالت خواهی همین فریاد زدن‌هاست و حتی قرآن نیز به ما اجازه داده است زمان مشاهده ظلم داد بزنیم اما بنده فقط دادزن نیستم و راه‌حل داده‌ام.

اول اینکه بحث عدالت خواهی به شفافیت بر می‌گردد، رسانه‌ها نوشتند ۹۰ نماینده رد صلاحیت شده‌اند که ۶ تن از آن‌ها رئیس کمیسیون بودند. بنده نه قاضی‌ام و نه شورای نگهبان و آن حرفی را می‌زنم که خودشان گفته‌اند، مسئولان اعلام کرده‌اند اکثریت نمایندگان فعلی به‌خاطر مسایل مالی رد صلاحیت شده‌اند و این شرم‌آور است. شاید علت آنکه وزیری سه‌بار برای سوال و استیضاح به مجلس دعوت می‌شود و هربار قبل از دفعات قبل، رأی بیشتری می‌اورد همین مسایل است! علت اینکه وزیری امروز کنار گذاشته می‌شود و هفته آینده به وزارتی دیگر منصوب می‌شود به همین دلایل باز می‌گردد.

لیست دارایی‌های خود و خانواده‌ام را منتشر می‌کنم

ما نیازمند یک کالبدشکافی اجتماعی هستیم و یکی از محاسن نگاهمان این است که راه‌حل داریم، شفاف باشیم! آنکه را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ اجازه دهیم مردم ببینند دزدی نمی‌کنیم. شعار ندهیم بلکه قابلیت سنجش و قضاوت دهیم. به‌عنوان یک کاندیدا می‌گویم در صورتی که مردم رای اعتماد دهند همان روز اول لیست اموال خود و خانواده‌ام را اعلام می‌کنم تا همگان میزان دارایی‌ام را بدانند. شاید یک عده بگویند مسایل مالی حریم خصوصی افراد است ولی من می‌گویم نخیر! در مورد مسئولین مملکت مسایل مالی جزو حریم خصوصی نیست و اگر خیلی نگران آنید وارد سیاست نشوید! مردم می‌خواهند بدانند فرماندار و استاندار و وزیر و وکیل‌شان چه دارند. بنده در صورت انتخاب همان روز اول و حتی بعد پایان دوره نمایندگی‌ام میزان دارایی‌ خود و خانواده‌ام را اعلام می‌کنم و این یک سنجش و معیار است. اگر منطبق بر حقوقم نباشد مبتنی بر مسایل دیگری است.

آرایی که می‌دهم را همراه با دلایلم در مظان قضاوت قرار می‌دهم

از طرفی دیگر بسیاری از فسادها از عدم شفافیت رای حاصل می‌شود. در مجلس رای می‌دهیم اما مردم چگونه بعد از ۴ سال می‌توانند نماینده‌شان را قضاوت کنند؟ بعضی قضاوت‌ها از تحرک نماینده معلوم می‌شود اما شما که نمی‌دانید او به چیزهایی رای داده است. اگر توانستیم قانون کنیم هیچ اگر نشد، خودم می‌توانم هر ماه در سایت شخصی‌ام اعلام کنم به چه دلایلی به چه چیزهایی رای مثبت و منفی داده‌ام. پس می‌بینید که ما راه‌حل می‌دهیم و داد و بیداد نمی‌کنیم، جزو آدم‌هایی‌ام که نق نمی‌زنم.

سایه نماینده نیز باید مشکلات حوزه انتخابیه‌اش را حل کند

شمس: به‌عنوان شهروند از نماینده مجلس چه انتظاراتی دارید؟ بیشتر می‌خواهید پیگیر مسایل ملی باشد یا حوزه انتخابیه‌اش؟

خود نمایندگان در مواجهه با این سوال پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند، باید وظیفه ملی و منطقه‌ای نماینده‌ها مشخص شود اما بعضاً نمایندگان ما یا از آنور بام می‌افتند و یا از اینور بام! به‌عنوان مثال نماینده‌ای داریم که در سطح ملی کنشگر خوبی است و وظیفه‌اش را در این خصوص به خوبی انجام می‌دهد اما اصلا منطقه‌اش را نمی‌شناسد، نماینده‌ای دیگر نیز برای منطقه‌اش کارهای زیادی کرده است اما در سطح ملی اثر آن را نمی‌بینیم.

امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر می‌فرمایند نگذار رسیدگی به امورات ملکت تو را از رسیدگی به مسایل جزئی مردم بازدارد و این یعنی دستورالعمل. پس نماینده باید این دو را با یکدیگر پیش ببرد و نمی‌تواند بگوید من می‌روم به مسایل کلان برسم و به من چه که در حوزه انتخابیه‌ام چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. نماینده مجلس باید در مسایل مختلف ورود کند و صاحب نظر باشد اما نماینده در تمامی موضوعات تخصص ندارد و به همین جهت در مجلس فراکسیون و کمیسیون‌های مختلفی داریم. در کنار آن مرکز پژوهش‌های مجلس جایی است که کارشناسانه مطلب می‌دهند و نمایندگان مردم باید آن‌ها را مطالعه و حداقل‌ها را بدانند تا بر مسایل مختلف تسلط داشته باشند، پس نماینده مردم باید در مسایل ملی نیز ورود کند.

از طرفی نماینده باید دفتری داشته باشد که در منطقه‌اش سایه‌اش نیز مشکلات را حل کند. دفتری که محل مراجعه باشد و مردم هنگام مراجعه پاسخ بگیرند و بازیچه نشوند.

وزیر هزار میلیاردی معنای گوشت ۱۰۰ هزار تومانی را نمی‌فهمد

شمس: ثروت در تعیین نتیجه انتخابات چقدر کارساز است؟

صادقانه بگویم، متاسفانه سهم ایفا می‌کند و من نیز به عنوان یک نفر برای شکستن این وادی وارد شده‌ام. در وهله‌ی اول کاندیدا یا خودش ثروتمند است و یا اسپانسر دارد، پولی هم که خرج می‌کند یا هزینه‌های انتخاباتی برای تبلیغات و جلب حمایت است و یا هزینه‌هایی کثیف برای خرید رأی! در این وادی نیز یا منابع مالی‌اش کثیف است و یا خیر. به هرحال ثروت در انتخابات تاثیر خود را می‌گذارد و برای همین حضرت امام خمینی(ره) تاکید کرده‌اند مسئولین جمهوری اسلامی نباید از ثروتمندان باشند. وقتی وزیر هزار میلیاردی به مجلس معرفی شد، هم رئیس‌جمهوری که او را معرفی کرد از خط امام خارج شد و هم مجلسی که به او رأی اعتماد داد.

ما نمی‌گوییم ثروت و ثروتمند بد است و اتفاقاً معتقدیم چنانچه ثروت فردی مشروع باشد و آن را در حوزه تجارت، رونق کسب و کار، تولید و اشتغال‌آفرینی به‌کارگیرد اتفاقاً باید از او حمایت شود. تاجری که پول حلال دارد می‌تواند در صنعت و تجارت و کشاورزی سرمایه‌گذاری کند و ما دست او را هم می‌بوسیم اما وقتی این آدم میلیاردر می‌آید وزیر می‌شود، معنای گوشت ۱۰۰ هزار تومانی را نمی‌فهمد، نه اینکه نخواهد بفهمد بلکه واقعا توان فهم آن را به خاطر ثروت هزاران میلیاردی‌اش ندارد. درگیر و مبتلابه نیست و موضوعیتی برایش ندارد، این پول خرد او هم نیست!

هزینه‌های انتخاباتی‌ام پول معلمی‌ام است

جمهوری اسلامی ایران نظامی مردم پایه دارد و سم چنین نظامی شکاف طبقاتی است. طبقات ثروتمند باید اجازه دهند مردم عادی قدرت را در دست گیرند. شاید یک عده ثروتمند، دارایی‌هایشان را کاملا مشروع به دست آورده‌اند و از آن استفاده نامشروع نیز نمی‌کنند، ما حق نداریم آنان را تخریب کنیم ولی این اجازه را داریم بگوییم که بگذارید کسانی نماینده ملت شوند که درد ملت را می‌فهمند و می‌توانند آن را بیان کنند.

بنده ضمن احترام به تمامی کاندیداها، می‌گویم بنده نه اسپانسری دارم و نه پول کلان! هزینه‌های انتخاباتی‌ام همان پول معلمی‌ام است. لذا در عرصه انتخابات از بنده پوسترهای آنچنانی و تبلیغات گسترده نیز نمی‌بینید، اگر می‌خواهم خودم بمانم پایم را اندازه گلیمم دراز می‌کنم تا مدیون ثروت کسی نباشم اما همواره مدیون محبت مردم خواهم ماند.

نمایندگی مجلس را با مردانگی‌ام عوض نمی‌کنم/ پای امضایی که زدم می‌مانم

شمس: وارد کدام لیست‌های انتخاباتی می‌شوید؟

جامعه ایران به سمت کنش اجتماعی می‌رود، هرچند در انتخابات دوره گذشته مردم خروجی مطلوبی از رأی به لیست‌ها نگرفتند اما همچنان معتقدند تغییر کار یک نفر نیست و باید یک جمعی به مجلس بروند. استقبال مردم از لیست‌ها بستگی به ضعف و قوت آن‌ها دارد، شاید به یک لیست رأی دهند و یا از نفرات لیست‌های مختلف چند نفر را گلچین کنند.

طبیعتا چون پولی برای انتخابات نیاورده‌ام خودم را از معرفی نخبگان محروم نمی‌کنم و اگر قرار باشد عده‌ای بنده را به مردم معرفی کنند مانع نمی‌شوم، بنده دیالوگرم نه مانوگر! شاید گروه خونی‌شان گروهی با ما نخورد اما ایده و نظراتم را بپسندند و در لیست‌شان جای دهند و بنده به آنان نمی‌گویم معرفی‌ام نکنید.

اما ائتلاف با لیست تفاوت دارد، ائتلاف را بنده می‌بندم و این یعنی کسانی که کنارم ایستاده‌اند را می‌پسندم، بنابراین در ائتلاف خیلی مته به خشخاش می‌گذارم و اینکه کنار چه کسانی می‌ایستم برایم مهم است. طبیعتاً ما امیرالمومنین(ع) را به مجلس نمی‌فرستیم و در هر کدام‌مان خطاهایی است و هیچ‌یک از کاندیداها نیز معصوم نیستند اما باید کسانی که در ائتلاف قرار می‌گیرند صلاحیت آن عنوان را داشته باشند که الحمدالله اکثریت کاندیداها نیز اینگونه‌اند و بنده نیز تلاش می‌کنم آن را داشته باشم.

خیلی‌ها سوال می‌کنند آیا صاحب امضایت خواهی شد، بله می‌شوم! بنده امضایم را به‌خاطر نمایندگی مجلس تغییر نمی‌دهم و هر کسی هم آن را عوض کند بنده مردانگی‌ام را با نمایندگی مجلس عوض نمی‌کنم. اگر امضاء زده‌ام پای آن می‌مانم و این را هم از اسلام یاد گرفته‌ام. پیامبر ما حتی وقتی با مشرکین پیمان بست تا زمانی که طرف مقابل عهد را نشکسته بود بر امضایش پایبند ماند و حال متفکرآزاد به دوستان خود امضاء داده است و آن را بوته‌ی آزمایش می‌داند تا مردم بدانند آیا بر امضای خود پایبند می‌مانم که فردا بر وعده‌هایی که به آنان داده‌ام نیز پایبند بمانم.

شمس: جزئیات این ساز و کار چیست؟

اگر ساز و کار رعایت شود در خروجی آن ائتلاف، کاندیداهایی که بیرون مانده‌اند باید به نفع افراد حاضر در ائتلاف کنار بکشند و بنده خود را به مردم معرفی می‌کنم تا در خروجی ائتلاف بمانم.

گاهاً اخباری از سعی برخی کاندیداها برای مهندسی آراء می‌شنویم اما بنده ترجیح داده‌ام با رأی مردم در لیست ۱۸ نفره اولیه قرار گیرم و اخباری که از گوشه و کنار می‌شنویم حکایت از آن دارد که بنده در رأی‌گیری مجامع مردمی نفر اول شده‌ام، این نشان می‌دهد همواره مهندسی آراء کارساز نیست و چون هیچ کاندیدایی را تخریب نکرده‌ام تمامی طرفداران سایر کاندیداها به من بنده رای داده‌اند چراکه می‌دانند تخریب‌چی نیستم.

دکترای زیست‌شناسی دارم، اما دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی نیز هستم

شمس: استاد زیست شناسی چگونه فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شد؟

سوال خوبی است، امیرالمونین فرموده‌اند خداوند به آن مردی رحمت کند که جایش را می‌شناسد. بنده به جایی که نشناسم پا نمی‌گذارم. اگر وارد عرصه سیاست شدم و اظهارنظر سیاسی کردم، رفتم درس آن را نیز خواندم و با اینکه دکترای زیست شناسی دارم اما دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی نیز هستم و اکنون امتحان کتبی را می‌دهم که قبلاً به آنان نقد نوشته‌ام.

به این فهم رسیده‌‌ام که اظهارنظر خارج از علم نباید کرد پس اولا در عرصه سیاست محصلم و دوم آنکه تفکرمان نگاه سکولار نیست و معتقدیم صاحبان سایر تخصص‌ها باید حداقل‌هایی از فهم در حوزه سیاست را داشته باشند. بنده در دوران دانشجویی‌ام لیسانس و فوق لیسانس خواندم و مدرک دکتری‌ام را در ژاپن اخذ کردم؛ در تمامی دوره‌های تحصیلی‌ام دانش‌آموز و دانشجوی ممتاز بودم. با اینکه درس‌خوان بودم اما ایزوله و یک بعدی نشدم و زمان دانشجویی‌ام فعال اجتماعی سیاسی و فرهنگی و حتی ورزشی بودم و به قله‌های زیادی صعود کردم چراکه زندگی‌ام را یک بعدی نمی‌بینم.

هرکسی بر سر مردم منت گذاشت، دهانش بزنید!

زمان دانشجویی‌ام مناظره می‌کردم، کتاب می‌خواندم و مطالعه داشتم چراکه معتقد بودم انسان یک بعدی نمی‌تواند به تمدن سازی کمک کند. خداوند به بنده توان سخنوری داده است و زکات نعمت، نشر دادن است و آن را بلااستفاده نگذاشتم. حتی موسسه تاسیس کردم و یک عده نخبگان را در آصف گردهم جمع آوردم. به اندازه سن خود تربیت نیرو کرده‌ام و اکنون در همین تبریز افراد زیادی برای کاندیداتوری در انتخابات داریم که مطرح نشده‌اند. افتخارم این است که در صورت نمایندگی در دوره‌های بعد دست ۵ نفر را نیز بگیرم و وارد این عرصه کنم. این بنده را کوچک نمی‌کند بلکه بالا می‌برد چون می‌بینند که خودبین نیستم و برای رشد و بزرگی فرزندان آذربایجان تلاش می‌کنم.

بنده وقتی از ژاپن به ایران بازگشتم حکم صادره با حقوق ماهیانه ۲۰۰ میلیون تومان در دستم بود، آن را گذاشتم و ایران بازگشتم، منتی هم ندارد. ما خاک این مملکت را خورده‌ایم و با پول این مردم سال‌ها درس خوانده‌ام. هرکس منت گذاشت دهانش بزنند.

اجازه ندادم ورود به عرصه سیاست بهانه‌ای برای فرار از کارهای علمی‌ام شود. یک عده نگویند در دانشگاه تبریز ندرخشید و وارد سیاست شد. شکر خدا در دانشگاه تبریز به عنوان کوچک‌ترین عنصر علمی مابین اساتید باسواد، دانشجویان و همکارانم جایگاهم را می‌دانند.

ادامه دارد…

  • نویسنده : مجید قنبرزاده