فرشتگان بی بالی که فراموش شده اند
فرشتگان بی بالی که فراموش شده اند

مادر بزرگ ها و پدربزرگ هاي‌ تنها را دیده اي؟ دیده اي که چطور تنهایی شان را بین عکس هاي‌ سال هاي‌ قبل تقسیم میکنند؟ ساعت ها می‌نشینند و با تنها عکسی که از عزیزی به یادگار دارند حرف می‌زنند و ظرف احساسشان را آرام خالی می‌کنند.

به گزارش شمس، به مناسبت روز جهانی سالمند، وارد خانه سالمندانی در تبریز می شویم، علی رغم فضای دلباز و سرسبز حیاط خانه، حس غربت و تنهایی بر دلمان سنگینی می کند.

گوشه ای از حیاط، پیرزنی با یک روسری آبی رنگ، کنار درختی ایستاده است، چند لحظه، چند دقیقه شاید ھم ساعت ھاست که با چشمان کم سویش به انتظار ایستاده است، لیوانی فلزی و نایلونی را در دست گرفته، تمام دارایی اش همین هاست، چشمانش را به انتھای سالن دوخته است، غرق در انتظار است، به گونه ای که متوجه نگاه ھای من نمی شود.

صدا میزنم مادر جان برای چه اینجا ایستاده ای؟ سرپا خسته می شوی، نیم نگاھی می کند و آھسته می گوید: منتظر پسرم هستم، قرار است بیاید و مرا به خانه ببرد.لبخند می زنم و با خود می اندیشم چه پسر خوبی دارد که مادرش را فراموش نکرده است.

پرستاری به ما نزدیک می شود، دست مادر پیر را می گیرد و می گوید: مادر جان بیا برویم وقت خوابت ھست.می گویم: منتظر پسرش
ھست، مسافر است.

پرستار آهی می کشد و می گوید: چه مسافری، سال هاست که منتظر است، ھر روز اینجا می ایستد و می گوید: پسرم به من زنگ زده و قرار است امروزبیاید.

دلم آتش میگیرد از انتظار بیھوده..مادران و پدرانی که فرشتگان زمینی اند در این خانه رها شده اند.

ثریا خانم، پیرزن ۸۳ ساله ای است که دف می زند و می خواند به یاد بی وفایی ها آواز سر می دهد، می گوید: دخترم، ما اینجا فراموش شدگانیم، کس و کاری نداریم، فرزندانمان رهایمان کرده اند، دو تا از پسرهایم در آمریکا هستند، شوهرم وقتی هنوز جوان بودم فوت کرد، با این حال ازدواج نکردم تا بلکه بچه هایم را سرو سامان دهم، دارو ندارم را برای خوشبختیشان فروختم، تا چند سال پیش هم با تنها دخترم زندگی می کردم که آخر سر با پیشنهاد همسرش، منو گذاشتن خانه سالمندان.

با نگاهی خیره و غمگین نگاهم می کند و آهی می کشد و می گوید: چند ماهی است که دخترم را ندیده ام، مثل همیشه گرفتار است، می ترسم در آخرین روزهای عمرم در حسرت دیدن فرزندانم از دنیا بروم.

وارد سالن می شویم، از جلوی هر دری که می گذریم، نگاهی ملتمسانه را احساس می کنم که می گوید: «این جا هم بیا». خانم مسنی را می بینم که از بقیه سرحال تر است و مادرانه جواب سلامم را می دهد. از او می پرسم: «بچه دارین؟» می گوید: «پنج تا، دو پسر و سه دختر.» می گویم: «پس این جا چه می کنی؟» مردد نگام می کند و می گوید: «نمی دانم! می گویند گرفتاریم. هر کدام گرفتاری خودمان را داریم.» جالب است از هر کدام درباره بچه هایشان می پرسم حتی کوچک ترین توهینی هم نمی کنند. هنوز قلب مادرانه شان رضا نمی دهد که حتی بد فرزندان خود را بگویند.

در آرزوی یک احوال پرسی ساده

یکی از مادران که ۷۹ ساله هست و بیشتر از همه دلش برای خانه تنگ شده است، می گوید: دخترم، در این دنیا دیگر هیچ آرزویی ندارم، جز اینکه یکی از بچه هایم یا حداقل یکی از اقوام و فامیل به من سری بزند و احوالم را بپرسد، در آرزوی  احوال پرسی یک آشنا هستم.

نسترن خانم، یکی دیگر از مادرانی است که محکم یک شاخه گل سرخی را در دست گرفته است، می بوید، با اینکه دچار بیماری آلزایمر است اما مهربانی از نگاهش می بارد و لبخند می زند گویی حرفای ناگفته اش در لبخندهایش خلاصه می شود.

عزیزه خانم، ۷۳ ساله است، می گوید: ما فراموش شده ایم، پسرم هرزگاهی به من سر میزند، اما گرفتاری های زندگی اش مجالی نمی دهد که مرا به خانه اش ببرد، دلم برای نوه هایم لک زده است.

مادران، گوهرهای ارزشمندی که جوانی خود را برایمان فدا کرده اند، اکنون در گوشه ای از خانه سالمندان چشم انتظار فرزندان بی وفایی هستند که آنها را فراموش کرده اند..

۴۲۰ هزار نفراز جمعیت استان را سالمندان تشکیل می دهند

محسن ارشدزاده مدیر کل بهزیستی آذربایجان شرقی در گفت و گو با خبرنگار شمس با اشاره به افزایش شاخص های امید به زندگی از جمله بهداشت،تغذیه و توجه به سلامت در بین سالمندان، اظهار می کند: افراد سالمند نیازهای ویژه خویش را دارند وارائه خدمات متناسب با این نیاز ها الزامی است.

وی ادامه می دهد: بهزیستی با گسترش ارائه خدمات در سطح استان درصدد است تا این قشر بتوانند سالمندی شاداب و با نشاطی را تجربه نمایند.

وی با بیان اینکه ۴۲۰ هزار نفراز جمعیت استان را سالمندان تشکیل می دهند، اعلام می کند: ۲۵مرکز روزانه و شبانه روزی نگهداری سالمندان در استان فعال است و در حال حاضر یک هزار نفر از سالمندان از مراکز شبانه روزی و یک هزار و ۵۰۰ نفر از سالمندان، از مراکز روزانه بهزیستی خدمات دریافت می کنند.

به گفته مدیرکل بهزیستی استان، وجود مراکز نگهداری سالمندان فعال از عوامل مهم در زمینه سالمندی با نشاط است.

وی با بیان اینکه همه ۴۲۰ هزار سالمند استان نیاز به خدمات مراقبتی ندارند، اظهار می کند: خوشبختانه در استان آذربایجان‌شرقی با توجه به تعصبات و اعتقادات دینی، تعداد بسیار کمی از جمعیت سالمندی آن در خانه سالمندان نگهداری می‌شود و اغلب تحت مراقبت خانواده و اقوام قرار دارند.

ارشدزاده خاطرنشان می کند: اکثر سالمندان در خانه سالمندان افراد بی‌پناه، بی‌سرپرست، معلول و یا دارای بیماری‌های سالمندی از قبیل آلزایمر هستند.

مو های سفیدشان راکه میبینی، دلت از غم پر می شود. میدانی که زمان خواهد گذشت و تو نیز روزی، سفیدی موها را تجربه میکنی و دست هایت چروک و سوی چشمانت به ضعف می گراید. پشت تو نیز روزی خمیده می شود. دست هایت می لرزد و زیبایی چشم گیرت زیر موج چروک های‌ صورتت جمع می شود.

همه ما  روزی مادربزرگ و پدربزرگ می‌شویم. چشم به در می دوزیم که شاید کسی بیاید و تمام لحظات تنهاییمان را پر کند. مادر بزرگ ها و پدربزرگ های‌ تنها را دیده ای؟ دیده ای که چطور تنهایی شان را بین عکس های‌ سال های‌ قبل تقسیم میکنند؟ ساعت ها می‌نشینند و با تنها عکسی که از عزیزی به یادگار دارند حرف می‌زنند و ظرف احساسشان را آرام خالی می‌کنند. وقتی که حرف هایشان تمام می شود اندوهی بزرگ در دل هایشان لانه می‌کند و اشک آهسته بر روی صورتشان جاری می شود. بیایید نگذاریم پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، اشک تنهایی بریزند.

بیاییداین روزها به دست بوسی فرشتگانی برویم که مھر ابدیشان را فراموش کرده ایم، مادران و پدرانی که تنهایشان را با عکس های قدیمی تقسیم می کنند.

  • نویسنده : المیرا جلیلی