شاخ به شاخِ دو شِیخ! / روزگاری همه باهم بودیم
شاخ به شاخِ دو شِیخ! / روزگاری همه باهم بودیم

مسئله‌ی اول رسانه‌ها، حواشی جدال لفظی دو عضو شورای نگهبان و پیامدهای آن شده است.

سیاسی شمس: هوای شهر بی‌حاشیه‌ی ایران در سپهر سیاسی کشور حسابی پس معرکه است و در محافل مختلف قم از جدال دو آیت‌الله می‌گویند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، یزدی را پیرِ جاهل به مسایل می‌داند که در شورای نگهبان کارایی ندارد و با ادبیاتِ عجیبی همچون استفراغِ وسع به او پاسخ می‌دهد و در آن سو یزدی، رئیس سابق قوه قضائیه‌ را به حمایت از مفسدان، تهدید نظام و اشرافی‌گری متهم می‌کند.

آنوقت وسط این هیاهو رسانه‌های اصلاح‌طلب درصددِ بازتاب اختلافِ این هم کاسه‌هایند و در آن طرف میدان، شریعتمداریِ کیهان به‌مانند گذشته به‌دنبالِ ماله‌کشی است. مخاطبان رسانه‌ها نیز هاج و واج نگاه می‌کنند و از خود می‌پرسند چه شد که اینگونه شد؟

حال که دو شیخ شاخ به شاخ شده‌اند و لاریجانی برای عقب‌نشینی منتقدان و پایین کشیدن کرکره انتقاداتِ صداوسیما از خویش، تهدید به افشاء مخزن‌الاسرارِ تخلفات آقایان و آقازاده‌هایشان کرده است، فرصت مناسبی برای عیانِ واقعیت‌های پشت پرده‌ی سیاست ایران پدید آمده که با بگم بگم‌های طرفین مردم را به حقِ آگاهی‌شان مَحرم می‌کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواه یا ناخواه از مفسدی به‌نام «اکبر طبری» در بیانیه‌ی پیشین خود دفاع کرده است و حال نمی‌تواند منکر آن شود اما قطعاً مسئولانِ متعددی خود در نقش طبری ظاهر شده و یا طبری‌ها پرورش داده‌اند که لاریجانی اسامی‌شان را می‌داند.

نگارنده راهکارِ کاهش فساد را در کشور عیانِ حقایق به واسطه‌ی همین جدال‌ها می‌داند که منجر به افزایش بصیرت می‌شود و مسلماً اگر نسخه‌ی مصلحت‌گرایی اصولگرایانی چون شریعتمداری جوابگو بود، امروز شاهد نگاه جناحی به فساد و افزایش افسار گسیخته‌ی رانت و تخلفات نبودیم.

اکنون که سیاسیون سابق و فعلی پرده‌ها را دریده‌اند و به شعار «همه باهمند» پشت می‌کنند بایستی در انتظار تغییرات اجباری در مجمع و حوزه‌‎ها بود.

انتهای پیام/